صفحه اصلی> اشک حسرت> عشق دروغي بيش نيست
 
دلنوشته‌هاي باراني

درسهاي زندگي

طنز و لطيفه

آلبوم تصاوير

زن و مرد

گفتارهاي‌ شيرين

اشک حسرت

جدايي‌ها

عاشقانه‌ها


1 of 55 بعدي


عشق دروغي بيش نيست

می گفت عاشقم، دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسیدم از عشق چه می دانی؟ برایم از عشق بگو....
گفت: عشق اتفاق است بايد بشينی تا بیفتد!!!
گفت: عشق آسودگيست، خيال است... خيالی خوش...
گفت: ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت: خواستن و گرفتن و برای خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود....
گفت: عشق دروغی بیش نیست....



1 of 55 بعدي